-
درگیری ذهنی من دیوانه
آری ، اینگونه آغاز شد .
مثل همه ی شروع های مسخره و تکراری و کلیشه ای .
سلام من ایلیام .
این جمله ی نکره و بی قواره که همیشه به زبانم می آید .
و چه شد نمی دانم ، داستانی و نقدی و بعد مسابقه ای !
و بعدش چه ؟
خوب یادم نیست . سفری پیش آمد ، به کجا نمی دانم . فقط رفتم و زیر لب خواندم " من رفتم ، می روم جایز نیست . من رفتم و حدیث گفتم . چوپان به از گوسفن ..."
ای وای به حال هر دوی ما .
و شروع دغدقه ها و حرف های تکراری همه ی محفل ها دوباره به تکراری دایره وار .
من چه می کردم ؟ دوباره در جایی نامعلوم . و می گفتم که زیبای ایلیا یار ماست .
مرد شد و مردی گرفتش خدای مرا و بت سنگین سکوت را شکست که دلش اهل شکایت نیست .
آری خدای سنگی من اهل شکایت نیست !
-
توی یکی از همین خونه ها، همین نزدیکی ها، دل یکی آتیش گرفته. از روی بوم هم که نیگا کنین می بینین که از توی پنجره ی یکی از همین خونه ها آتیش می ریزه بیرون. دل یکی آتیش گرفته. تو اومدی اما کمی دیر. از ته خیابون دراز. مث یه سایه ی نگرانی. کمی دیر اومدی اما حسابی تجلی کردی و دل یکی رو آتیش زدی. به من می گن چیزی نگو. نباید هم بگم اما دل یکی داره آتیش می گیره. دل یکی این جا داره خاکستر می شه. کمی دیر اومدی اما یه راست رفتی سر وقت دل یکی و دست کردی تو سینه ش و دلش رو آوردی بیرون و انداختی تو آتیش و بعد گذاشتی ش سر جاش. واسه همینه که دل یکی آتیش گرفته و داره خاکستر می شه. یکی داره تو چشات غرق می شه. یکی لای شیارای انگشتات داره گم می شه. یکی داره گر می گیره. دل یکی آتیش گرفته. یه نفر یه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک شه. میون این همه خونه که خفه خون گرفته ن، یه خونه هست که دل یکی داره توش خاکستر می شه. یکی هوس کرده بپره تو دستات و خودش رو غرق کنه.
یکی می خواد نیگات کنه. نه، می خواد بشنفتت. می خواد بپره تو صدات. یکی می خواد ورت داره و ببردت اون بالا و بذارتت رو کوه و بعد بدوه تا ته دره و از اون جا نیگات کنه. یکی می ترسه از نزدیک تماشات کنه. یکی می خواد تو چشات شنا کنه.
یکی این جاا سردشه. یکی همه ش شده زمستون. یکی بغض گیر کرده تو گلوش و داره خفه می شه. وقتی حرف می زدی، یکی نه به چیزایی که می گفتی که به صدات، به محض صدات گوش می داد. یکی محو شده بود تو صدات. یکی دل تنگه. توی یکی از همین خونه ها، همین نزدیکی ها، دل یکی آتیش گرفته. کسی یه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک شه.
مصطفي مستور
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
مشاهده قوانین
انجمن